close
تبلیغات در اینترنت
loading...

یواشکى هاى ما

گفتی که بیا و از وفایت بگذراز لهجه بی وفاییت رنجیدمگفتم که بهانه ات برایم کافیستمعنای لطیف عشق را فهمیدم * * * * * * * * * * * *کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودمشک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودمکاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدمیه بار نگاه می کردی و اون موقع پر پر می شدم* * * * * * * * * * * *شبی گفتی نداری دوست من رانمی دانی که من شب چه کردمخوشا بر حال آن چشمی که آن رابه زیبایی پسندیدی و رفتی * * * * * * * * * * * *به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاستقدم بگذار روی کوچه های…

آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان پاسخ بازديد توسط
مدال سنگ پا 0 44 admin
مدل بوت زنانه 1 61 admin
پیام تسلیت خاله‌شادونه بمناسبت اتفاق اخیر 0 57 admin
اگه یه ماژِک داشتی پشت نفر قبلی چی می نوشتی 0 42 admin
کافی شاب یواشکی های ما (بیا تو همه چی حاضره) 0 39 admin
دوست داری تو کدوم از این نوشیدنیها با نفر قبلی شریک بشی؟ 0 43 admin
داری یا نداری؟ 0 35 admin
نفر قبلی رو چند بار بوس میکنی ؟ 0 33 admin
دوست داری نفر قبلی چه پیشنهادی بهت بده؟ 0 30 admin
•●●•▪توعروسی نفر قبلیت چی کارمیکنی؟ ▪•●●•▪ 0 55 admin
من ميگم .... تو ميگي .... !!! 0 25 admin
گروگان گیرها نفر قبلیت رو گروگان گرفتند 0 31 admin
شنیدم نفر قبلیت بد جوری دلتو برده؟ 2 62 admin
اگه دلتون بگیره چی کار می کنید 2 48 admin
اگه جادوگر بودی بالایی رو به چی تبدیل میکردی؟ 0 22 admin
۩ از چشای قبلی معلومه که....۩ 0 28 admin
اگه با نفر قبلی بری بیرون براش چی میخری؟ 0 18 admin
اگه یه کیف پول پیدا کنی و بفهمی مال نفر قبلیه 0 43 admin
اگه فردا روز تولدت باشه دوست داري نفر قبل برات چي بخره 0 57 admin
من میگم تو رنگشو بگو 0 43 admin

گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم

* * * * * * * * * * * *
کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم
شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم
کاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدم
یه بار نگاه می کردی و اون موقع پر پر می شدم

* * * * * * * * * * * *
شبی گفتی نداری دوست من را
نمی دانی که من شب چه کردم
خوشا بر حال آن چشمی که آن را
به زیبایی پسندیدی و رفتی

* * * * * * * * * * * *
به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

* * * * * * * * * * * *
حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت
یک آسمان اشک آن شب در کوچه پایشده بودم
هر گز پشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز
رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته
تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم

* * * * * * * * * * * *

می توان در قلب های بی فروغ
لحظه ای برقی زد و خورشید شد
می توان در غربت داغ کویر
آن ابری که می بارید شد

* * * * * * * * * * * *

چه می شود تو صدایم کنی به لهجه موج
به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت
تو هیچ وقت پس از صبر من نمی ایی
در انتظار چه خالیست جای چشمانت

* * * * * * * * * * * *

تو نازنین من بودی مثل حالا تا همیشه
کاشکی به جز من هیچ کسی این قدر زیاد دوست نداشت
یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت

* * * * * * * * * * * *

رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود

* * * * * * * * * * * *

نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا، تا کی ، برای چه

* * * * * * * * * * * *

من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

* * * * * * * * * * * *

چه می شد گر دل آشفته من
هر چشم تو عادت نمی کرد
و ای کاش از نخست آن چشمهایت
مرا آواره غربت نمی کرد

* * * * * * * * * * * *

تو را آن قدر در دل می سرایم
که دل یعنی ترا زیبا سرودن
فدای تو شقایق احساس
و رویای بی آغاز سرودن

* * * * * * * * * * * *

و حالا انتهای کوچه شعر
منم با انتظاری مبهم و زرد
ولی ایکاش جادوی نگاهت
غزل های مرا غارت نمی کرد

 

ehsan بازديد : 66 جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 18:10 نظرات ()
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبليغات